احتیاج

 

دلتنگی و شب رواج پیدا کرده
باران به تو احتیاج پیدا کرده

آنقدر نیامدی که این سیاره
بیماری لاعلاج پیدا کرده...

 

✣ آبا عابدین ✣

 

دلم به چیزی جز تو خوش نمیشه

 

مسافر جایی شدم که هرگز
نه برف داره و نه هوای سردی
یه جای خالی از تگرگ و بارون
مطمئنم که تجربه‌ش نکردی

نه صحبتی، نه سایه‌ای، نه سازی
نه چشمه‌ای، نه برگی، نه درختی
کجای زندگی به کاممون بود؟
چه اولی؟ چه آخری؟ چه بختی؟

دلم به چیزی جز تو خوش نمیشه
توام که روز و شب سرت به کاره
به چی باید فکر کنم به جز تو
که فکرِ دوری راحتم بذاره؟

من از تو، توی فکرِ تو می‌افتم
که شب یکم باهام رفیق میشه
دقیقاً آسمون از این دقیقه
شبیهِ چشمِ تو عمیق میشه

شبا ستاره‌هامو برمی‌دارم
رو پلکِ آسمونِ تو می‌چینم
که با تمومِ دل‌گرفتگی‌هام
یه شب بیای و خوابتو ببینم...

 

✣ آبا عابدین ✣

 

من بودم...

 

رها شده بود؛
نمی‌گریخت،
مقصد را نمی‌دانست

آن شاخه که در رود جریان داشت
من بودم...

 

✣ آبا عابدین ✣

 

ماهی‌ها

 

سکوت،
هرگز نشانه‌ی رضایت نیست!

این را از ماهی‌ها یاد گرفتم
وقتی از آکواریوم
به تُنگ اثاث کشیدند...

 

✣ آبا عابدین ✣

 

سکوت

 

سکوت
صدای سهمناکی است
که هرگز
هیچکس نخواهد شنید...

 

✣ آبا عابدین ✣

 

دلتنگی

 

دلتنگی
دلتنگی
دلتنگی

همه چیز دال بر نبودن توست...

 

✣ آبا عابدین ✣

 

هنوز زنده‌ام!

 

آرزوی هر چیز را داشته باشی،
از تو دور می‌ایستد...

و اینگونه‌است که هنوز زنده‌ام!

 

✣ آبا عابدین ✣

 

به خاطر تو

 

احتمال دارد برگردی
و این یعنی هنوز
به خاطر تو می‌شود زنده ماند...

 

✣ آبا عابدین ✣

 

خداحافظی

 

خودم می‌روم،
دلم می‌ماند؛
خداحافظی
همیشه سهمگین بود...

 

✣ آبا عابدین ✣

 

تنهایی

 

...و تنهایی
تنها واژه‌ای‌ست
که تنها نیست...

 

✣ آبا عابدین ✣