آیا...

 

بوی کسی در بادهای دور پیچیده‌ست
این زخم‌ها آیا اجابت می‌شود؟... آیا؟

 

✣ آرزو شیرین‌زبان ✣

 

حسی که با تمام خودش شعر می‌سرود...

 

آمد تمام دار و ندار مرا ربود
از من گرفت هرآنچه برایم قشنگ بود

پلکی شکست در گذرِ شعر خسته‌ام
در ازدحام اشک و شک -این هاله‌ی کبود-

مثل درخت، در گذر گله‌های باد
مثل بهار، در نفسِ بی‌قرار رود

تقدیر بود و وسوسه‌ی باد و جبرئیل
لَختی درنگ کرد و منم را ز من ربود

مثل غروب، خنده زد و عاشقانه ریخت
حسی که با تمام خودش شعر می‌سرود...

 

✣ آرزو شیرین‌زبان ✣