یکدم نظری به سویم افکن
ای دلبر نازنین و طنّاز!
تا کِی به من از جفا کنی ناز؟
ناز از تو خوش و نیاز از من
اما صنما، نه بیش از این تاز!
رخسار نهان، از این زیاده-
-خوش نیست؛ ز ماه، بُرْقَع انداز
یکدم نظری به سویم افکن
بیمارِ غمت ز مهر بنواز
گرچه بُودم نهان غم تو
اما رخِ زرد گشته غمّاز...
✣ آبق چالشتری ✣
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۷/۰۳/۰۶ ساعت 12:1 توسط یک شاعر
|